تاریخ انتشار : جمعه 19 تیر 1405 - 11:21
کد خبر : 14610

امیرمحمد یزدانی در گفت‌گویی با آنا

آئویاگی بهتر است؛ سیداکوف بهتر/ یزدانی از انتخابی‌‌ها گفت

امیرمحمد یزدانی در گفت‌گویی با "آنا" پیرامون موضوعات مختلفی صحبت کرد.

مهد ورزش: امیرمحمد یزدانی می‌گوید در زندگی‌اش فقط به خاطر پدر و مادرش تغییر کرده و هرگز حاضر نیست با نقاب گذاشتن، نظر همه را جلب کند.

۷۴ کیلو غالبا با ترافیک مدعی روبه‌روست

۷۴ ترافیکش بیشتر است. از همان قدیم، اسطوره کشتی جهان، سایتی‌یف فقید هم اینجا بود، همین امروز هم سیداکوف؛ ما داخل ایران هم در این وزن مدعی زیاد داریم. در تبریز (مرحله اول چرخه، مسابقات قهرمان کشوری) هم من کشتی‌های راحتی نداشتم، غالب کشتی‌ها ۵۰-۵۰ بود که ثانیه‌های آخر بردم.

در کرمان انگار یک چیزی در تو تغییر کرده بود. دیدی که خیلی از مربیان و پیشکسوتان کشتی گفتند این شجاع‌ترین ورژن امیرمحمد بود. 

من خیلی به این انتخابی فکر کردم. این کشتی مهم‌ترین مسابقه زندگی من بود. در این مدت اتفاقات زیادی برایم افتاد. زندگی‌ام بالا و پایین زیادی داشت. این وسط تنها چیزی که از آن دست نکشیدم، تمرین بود. تمرین و تمرین و تمرین؛ و از آن مهمتر ادامه دادن است.

اولین کشتی یونس خیلی خوب بود. تاکتیکش در مقایسه با دو کشتی قبلی‌مان کلا فرق کرده بود.

یونس نسبت به دو کشتی قبلی فرق کرده بود دنبال روزنه بودم. اولین کشتی یونس خیلی خوب بود. تاکتیکش در مقایسه با دو کشتی قبلی‌مان کلا فرق کرده بود. تا من به خودم بیایم یک تایم و خرده‌ای گذشته بود، اینکه چیز‌هایی که از یونس می‌دانستم کاملا عوض شده بود و باید دنبال روزنه‌ای می‌گشتم که امتیاز بگیرم و بعد یک سری فن ردوبدل شد. من همیشه گفتم که یونس امامی یکی از بهترین‌های ۷۴ کیلوست.

از همه بیشتر روی چه کسی حساب می‌کنی، ضمن اینکه همان سیداکوفی که در موردش حرف زدی اخیرا چند سومی داشته است.

همه‌شان واقعا خوبند. کشتی‌گیرانی که قهرمان دنیا می‌شوند واقعا سخت است بین آنها بگویی چه کسی بهتر است. از نظر من آئویاگی خیلی خوب است، اما باز هم کلاس کشتی سیداکوف بالاتر از همه است، حتی اگر سوم شده باشد.

پدرت هم در کرمان همراهت بود و تو با ملی‌پوش شدن خیال‌شان را راحت کردی.

بیشتر از خودم برای خانواده‌ام خوشحالم، چون آنها خیلی درگیر مسابقات من هستند. تمرکزشان روی کشتی من است. مادرم به مدرسه می‌رود و بعد کار‌های من را می‌کند، غذا و لباس باشگاه و بستن چمدان و آماده کردن همه چیز با اوست. خانواده و رفقایم، اینها همیشه هوایم را دارند و از نظر من مهم این است همان چهار نفری که من را خوب می‌شناسند در موردم چه می‌گویند، نه کسانی که از دور من را نگاه می‌کنند. راجع به من نوشتند که اصلا چرا باید در مرحله آخر انتخابی تیم ملی کشتی بگیری، خب من در قهرمان کشوری ۴-۵ دور کشتی گرفتم و اول شدم.